ادم های شرطی

نسخه نمونه پارت 19 از 32 (از کل 320)
پارميس كه ديدراه فراري نداره سرش رو بين دستاش كه رو ميز بود گرفت  _اين روي مچ گير و خونسرد تورو نديده بودم من همون پسر بچه ننه ي حين رابطه رو ميشناسم خندم گرفت
+خوب ديگه هركسي تو يه جايي حرفه اييه، تو هرجايي نميتوني كه معلم من باشي نه؟!
نفس عميقي كشيد
_ببين سام امير خان نياز به يك هكر حرفه اي داره و تنها كسي كه تو ايران با سيستم مورد نياز ايشون ميتونه كار كنه تويي؟ با تعجب نگاش كردم
+من كه تا حالا هيچ سيستم خاصي رو هك نكردم، من فقط براي مچ گيري زن و شوهرا كار ميكنم...
_نه تو نميدوني، تو حتي خودت هم نميدوني سام كه چه قفلي رو تونستي بشكني؟
بازم با تعجب بهش  زل زدم ،  _من؟
آدمای شرطی[12:56 24.12.18] , Forwarded from 🔱]رمان اسيرِ توهم[(🔱 (M.R
#Part33
#آدماي_شرطي
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
_آره خود تو، چند هفته پيش يكي كه داراي سيستم امنيت سايبري بود رو با كد نويسي براش كامل منهدم كردي، تو احتمالاً فكرت هم بهش نميرسه كه كدوم رو ميگم چون تو عين آب خودن سيستم شوهراون خانم رو هك كردي هرچي فكر ميكردم نميدونم كدوم رو ميگفتند، نكنه مال همون مردي كه سيستمش فرق داشت حتي نميدونستم چي هست فقط با يه كد نگاري و كدگذاري مجدد هكش كردم ولي اين روش رو خودم هم بلد نبودم فقط به ذهنم رسيد بر اساس تجربيات قديميم و شنيده هاي سر كلاس دانشگاهم اين كار رو كرده بودم
_يادت اومد نه؟
سرم رو اروم تكون دادم، تو سكوت نگاهش كردم  _شما چي ميخوايد از من؟
_سام يه فرصتيه براي زندگي هممون، با من بيا امير خان رو ببين و باهاشحرف بزن خواهش ميكنم  _اين امير خان چي كارست؟
_سام همه چيزو ميفهمي، قول ميدم همه چيز رو بفهمي فقط با من بيا
خنده ي بلند شيرين تمركزم رو بهم زد، برگشتم سمتش كه يارا از خنده قرمز شده بود و شيرين سعي ميكرد باند نخنده ولي چندان هم موفق نبود، عزيز دلم خنده هاش دنياي من بود يهوپارميس با حرص بهم توپيد  _سام باتواَم؟!
نميدونم اين اعتماد به نفس لعنتي و اين سر نترسي از كجاسر دراورده بود كه خيلي مصمم برگشتم سمت پارميس و لب زدم  _ميام!
پارميس از جوابم شوكه شد ولي كم كم لبخند اومد رو لباش
_خوب پس بيا بريم كه يكي ديگه هم اونجاست خوشحال ميشي از ديدنش
, [24.12.18 12:56]آدمای  شرطی 🔱 (M.R)]رمان اسيرِ توهم[Forwarded from 🔱  #Part34
#آدماي_شرطي
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
با بي خيالي و بيتفاوتي نگاش كردم حوصله نداشتم بپرسم كيه، فعلاً ميخواستم تا تموم شدن كيك و قهوه ام به شيرينم نگاه كنم
شيرين از نگاه هاي من كلافه شده بود اگه ميدونست من همون كسي هستم كه براش اس ام اس هاي ناشناس ميفرستم چه عكس العملي نشون ميداد؟  پارميش از مدل نفس كشيدنش مشخص بود كلافه شده
_سام تو كي انقدر هيز شدي؟ ميدوني اين يه توهين بزرگي به منه كه من پيشت نشستم و تو داري به يكي ديگه چراغ سبز نشون ميدي؟ خدايي يه نگاه به خودت و يه نگاه به دختره بنداز؟