ادم های شرطی

نسخه نمونه پارت 12 از 32 (از کل 320)
چرا هرسري با ديدنش بيشتر درگير ميشدم يا خودم اين حس رو ميكردم ؟نميدونم!
دقيقاً پشت به پشت من نشسته بود از اينجا هم بوي عطرش رو حس ميكردم چه خوش بو!
نگاه خيره ي ياسمن رو روي خودم حس كردم كه اشاره داد برم جلو  _ببين داداش ته وتو شو برات در آوردم اين دختره كه چشت همش ميره سمتش اسمش شيرينه، ترم اول ... و از روزي كه اومده تو گلوي خيلي از پسرهاي دانشگاه گير كرده، يه دختر شهرستانيه كه مثل اينكه باباش وضعيت خوبه، خيلي خوب و توپ نه ها ولي خوبه، بچه ها ميگفتندباباش براش تنهايي خونه گرفته تا حالا خيلي از پسرها بهش پيشنهاد دادند حتي استاد فراهي ، ميشناسي كه اونم بهش پيشنهاد داده ولي دختره خيلي خونسرد فقط با لبخند مليح به همشون گفته نه، بچه ها ميگفتند خيلي مغرور شده
متفكر نگاش كردم خودم هم از حرفي كه ميخواستم بزنم دلم لرزيد ،اميدوار بودم واقعيت نداشته باشه
_خوب شايد دختره يكي رو تو شهرستانشون داره وايه خودش
_والله دخترا كه چيزي در اين باره نگفتند، حالا كي ميخواي پاپيش بذاري داداش، دختره هرچقدر هم مغرور باشه خوب يه دختر شهريتانيه و راحت گول گرگهاي اين جا رو ميخوره
لبخند تلخي زدم، ياسمن هم دلش خوش بود ها با نگاهم بهش فهموندم كه اين دختر كجا و من كجا ولي نميدونم چه صيغه اي بود يه وسوسه كه ميگفت ميتونم به دستش بيارم، ميتونم مال خودمش كنم  ولي چه جوري...
مادر ياسمن زنگ زد و با آرش رفتند ، حالا كه شيرين پشت سرم نشسته بود نميخواستم به اين زودي ها از اونجا برم
آدمای شرطی[12:56 24.12.18] , Forwarded from 🔱]رمان اسيرِ توهم[(🔱 (M.R
#Part21
#آدماي_شرطي
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
شيرين ،! چقدر اسمش به قيافش مياد، اسمش به تك تك رفتارهاش مياد ،نفسهاي عميقي ميكشيدم كه بوش به تك تك سلولهاي ريه ام بچسبه ديدم با هم حرف ميزدند و طبق معمول در مورد پسرا داشتند حرف ميزدند يكي اسمشو صدا زد
_شيرين، تو شرايطت چيه؟  شيرين_ من شرايطي ندارم بكي از دخترا _ يعني چي؟ شيرين_ به منظر من تك تكتون آدماي شرطي هستيد يكي از دخترا_ يعني چي؟ تك خنده ي ارومي كرد
شيرين_ يعني با شرط و شروط طرف مقابلتون رو انتخاب ميكنيد، مثلاً يكيتون ميگه هيكل ورزشكاري داشته باشه طرف، يكيتون ميگه خيلي پولدار باشه، يكيتون ميگه خيلي خوشكل باشه ، همه ي اينا شرط و شروطه كه ميذاريد و به كساني كه براي برگزيدن آدمهاي اطرافشون شرط ميذارند من بهشون ميگم آدمهاي شرطي
يكي از دختراگفت_ اگه اينجوري باشه كه هممون آدماي شرطي هستيم شيرين_ آره متاسفانه ! من فقط يه شرط دارم اونم اينه كسي كه باهاش هستم فقط نر نباشه مرد باشه، هر نري مرد نيست!
يكي از دخترا_ اوه جمله رو لعنتي خيلي سنگين بود،  حالا خانم غير شرطي بين اينهمه نر يه مرد پيدا نشد بهش جواب مثبت بدي؟
شيرين_ نميدونم والله فعلاً حوصله نداشتم، هيچ كدوم منو ترغيب به جواب مثبت نكردند
همون دختر قبلي _ خوب الان تصميم نداري يه تكوني بخوري يه دوست پسري چيزي بگيري؟