فكر كنم از تعريفش يه ذره ديگه گذاشته شد رو اعتماد به نفسم، سعي كردم مصمم حرف بزنم تا فكر نكنند زياد شل و ول هستم، واقعيت امر هم همين بود من خيلي وقت بود از شل و ول بودن در اومده بودم و الان خيلي محكمترنسبت به سام ٦ماه پيش بودم پس سريع پريدم وسط حرفش +منظور از مواقع خاص؟ _ببين رك باهات حرف ميزنم و ميدونم بچه تر از اينا هستي كه بخواي ما رو لو بدي پس ببين ما يكي رو سالهاست تحت نظر داريم مدتيه متوجه شديم كه قراره تا دوماه ديگه يك اختلاص بزرگي رو انجام بده +خوب ميخوايد جلوش رو بگيريد؟ همه پوزخندي زدند كه ياسر دستش رو انداخت رو دسته ي مبل و پاش رو روي پاش انداخت _ابداً نميخوايم جلوش رو بگيريم، ولي نميخوايم كمكش هم بكنيم! +پس؟ _ببين الان كم كم داره كاراش ميوفته رو روال تا اين كار رو انجام بده ، حتي مقدمات زندگي رو تو يكي از كشورهاي آمريكاي جنوبي هم فراهم كرده تا حدي كه دختر و پسرش رو هم فرستاده اونور آب و كم كم داره به نام دختر و پسرش و همسرش اونجا خونه ميخره و كم كم تمام اموالي كه تو ايران داره رو خورد خورد با نصف قيمت خيلي زير زيركي ميفروشه تا بتونه مقدمات زندگي در اونجا رو فراهم كنه آدمای شرطی[12:56 24.12.18] , Forwarded from 🔱]رمان اسيرِ توهم[(🔱 (M.R #Part40 #آدماي_شرطي 🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸 +خوب اين شخص كي هست؟ ياسر يكي از ابروهاش رو داد بالا و لب زد _فعلاً دونستن اين براي تو زوده! سكوت كردم كه خودش ادامه داد _مطمئناً طرف انقدر گردن كلفت هست كه راحت بتونه ٢٠ميليارد رو بكشه بالا و يه آب هم روش با چشماي متعجب به ياسر نگاه كردم ، +٢٠ميليارد تومن؟ ياسر سرش رو تكون داد _آره پولي كه هيچ كدوممون تو اين جمع حتي براي يك لحظه هم حسابمون به خودش نديده نه تنها نديده بلكه از كنار حساب با اون پول سنگين هم رد نشده حس عجيبي پيدا كرده بودم تركيبي از ترس، استرس ،هيجان، و يه ذوق پنهان +خوب مي خوايد الان چيكار كنيد من نميفهمم! _ببين دقيقاً روزي كه اين پول كامل برداشت ميشه و قراره اين پول ازكشور خارج بشه ميره تو يه حساب بانكي تو دبي يعني مجبورند اين كار رو انجام بدند به خاطر يك سري موانع و شرايطي كه من براشون ايجاد مي كنم ، دقيقاً يك هفته اين پول تو حسابهاي يكي از بانكهاي خصوصيه دبي ميمونه بعدش منتقل ميشه به يكي از بانكهاي سوييس، ما دقيقاً يك هفته وقت داريم كه پولي رو كه تو حساب بانك دبي هست و امنيت پاييني داره رو در عرض چند روز منتقل كنيم به ٥تا حساب مختلف تو بانكهاي مختلف توي دنيا، و اين كار تواِ تو بايد سيستمشون رو هك كني و دقيق همون روزي كه پول قراره منتقل بشه همون لحظه آدرس شماره حساب تو سيستمشون رو عوض كني و بعد از اون به ٥حساب مورد نظر منتقل كني _به صورت هرمي! ياسر بشكني زد و انگشتش رو سمتم گرفت _آفرين دقيقاً، ميگم خوب كارميكنه لبخند خبيثي زدم نه نقشه شون بي نقص بود ولي خوب اخرش چي؟ فكرم رو سريع به زبون اوردم +خوب آخرش چي؟
ادم های شرطی
نسخه نمونه
پارت 23 از 32
(از کل 320)