سر پرست وحشی

نویسنده : نامشخص

قیمت : رایگان

سر پرست وحشی

سرپرست وحشی..😈🔥
#PART_8

رنگ و روش پریده بود
همینا لبخند روی لبم میاورد 

حیف نشد امروز بشه ولی خیلی زود این کار و میکنم‌

مال خودم ...
+فقط سه روز!! 

با تعجب و صدای آروم پرسید 
_چی سه روز؟!

+فقط سه روز وقت داری آماده بشی ، آماده ای. اینکه مال من بشی..

لرز ریزی از بدنش گذشت 
+بعد این سه روز من هرجور بخوام و تو هر وضعیت بخوام باید ببینمت ، هرکاری بخوام باهات میکنم و تو جرعت اینکه جیکت در بیاد نداری...

منتظر سیلی های ارومش که از عصبانیت بود روی صورتم بشینه بودم 
ولی نزد..

کلافه بودم 
من میخواستم ، میخواستم اون لعنتی رو

با قدمای بلند از اتاق رفتم بیرون
اگه یکم دیگه اونجا میموندم‌ دیگه نمیشد هیچ جوره خودم و کنترل کنم

سیگارمو برداشتم و به نخ ازش کشیدم بیرون 
آتیشش زدم 
پوک عمیقی بهش زدم 

چجوری حالا این حال بد و اروم میکردم ؟!
مگه میتونستم اصلا؟!

گوشیمو برداشتم و روی اسم نازنین خواستم کلیک کردم 
ولی هنوز بوق نخورده بود قطع کردم 

سیگار و خاموش کردم و سمت حموم راه افتادم
دوش آب سرد الان بهترین گزینه بود