سر پرست وحشی
نویسنده : نامشخص
قیمت : رایگان
سر پرست وحشی
سرپرست وحشی..😈🔥#PART_9#ملیکاآروم از جام بلند شدمهنوز وقتی یاد این میوفتم که تو بغلمش بودم و .. حالم بدتر میشهقلبم هنوزم تند تند به قفسه ی سینه ام میکوبیدیه چیزی خورده بود ،اره.. تو این دو سه ماهی که اینجا بودم هیچ کاری نمیکردحتی نگاه بد ام بهم نمینداخت ، زیاد بهم توجه نمیکردیاد چند ساعت پیش افتادممن فقط از اون پسره که جلوی مدرسه وایمیستاد خوشم اومده بودشماره اش و گرفتم و شماره دادم بهشحواسم نبود که امروز به جای راننده اش خودش اومده بود دنبالموقتی بادیگارداش اومدن سمتم فهمیدمبهش نمی اومد اینطوری غیرتی باشهکه با فکر به شماره گرفتن من از کسی نوشیدنــ؛ـی بخوره...نفسمو بیرون فوت کردم و بیشتر رفتارهای امروزمونو آنالیز کردمبه زور توی ماشین انداختنمدستام سرد سرد بودسر بلند کردم و به آقای به اصطلاح پدر نگاه کردمولی اون بدون توجه به من لپتاپش روی پاش بود و داشت با جدیت کارشو انجام میدادبلاخره بعد چند دقیقه ی طاقت فرسا کارش تموم شدسرشو آورد بالا..لپ تاپ و بست و به بادیگاردش اشاره کرد که رانندگی کنهبدون اینکه به من نگاهی بندازه با لحن سردی پچ زد+ بیا روی پاهام بشین!دستور دادمیدونستم از نافرمانی متنفرهبهم گفته بود که به هیچ پسری نگاهمو نندازمبه هیچ پسری نگم جذابهولی منم لجباز بودمکار بدی نکرده بودم!فقط از اون پسره خوشم اومده بودهمونجوری که اون پسره از من خوشش اومده بود