سرپرست وحشی..😈🔥
#PART_6
رد دندوناش روی انگشتم مونده بود
نیشخندی پررنگ شد
آخ
داشتم از این کاراش حس خوب میگرفتم عجیب بود نه!؟
اگه دختر دیگه ای بود دندوناش الان شکسته بود ولی این بچه...
دوباره با مشتای کوچیکش به قفسه سینه ام ضربه زد
+برو کنار کـ؛؛ــافت...
دوباره دستشو گرفتم توی دستم
سرمو بردم نزدیک که سرشو تکون داد
پوفی کشیدم
تا مال خودم بشع دیوونه میشدم! نمیزاشت
باید کار و یکسره میکردم
با یاد آوری صبح جلوی مدرسه اش ، که شماره از یه پسر گرفت آتیش گرفتم
دست آزادمو بردم پشت موهاش
آروم موهاش و چنگ زدم
نفس نفس میزد
دیگه سرشو هم نمیتونست تکون بده
سرمو نزدیک بردم و کامی گرفتم
طعم زندگی
دیگه تقلا نمیکرد
انگار فهمیده بود برنده این بازی کیه..