سر پرست وحشی
نویسنده : نامشخص
قیمت : رایگان
سر پرست وحشی
سرپرست وحشی..😈🔥#PART_12* *+خودم میرسونمت مدرسه ، بشین صبحونتو کامل بخوربا این حرفش تای ابروم بالا رفت..باید از راه سیاست وارد میشدم تا ببینم چیزی از دیشب یادش هست یا نهوگرنه عمرا جواب نمیداد+دلت برای نازنین جون تنگ شده؟! امروز فکر کنم بیاد پیش مامانشنیم نگاهی بهم انداخت و دوباره کارش و انجام داداین یعنی خفه شو؛دوباره خودمو کشیدم جلو و گفتم+میتونم یه چیزی بپرسم؟!صداش خش داشت_بپرس!نمیدونستم چجوری بگم ، لب گزیدم ..+چیزه دیشب شما چیزی خوردین ؟! یعنی منظورم اینه م ش ر و...حرفمو قطع کرد_نه!فکر کنم به وضوح رنگم پرید ، یعنی همه کارای دیشبش یادشه؟! همه کاراش عمدی بود؟!+یادته دیشب و ؟!بلاخره دست از کارش کشیدبا تفریح نگاهم کرد_دیشب؟! چیو باید یادم باشه؟!لب گزیدم+دیشب چیزه یعنی فکر کنم تو حال خودت نبودی بابا جونم ، اومدی اتاق من و ..حرفم و قطع کردیه لقمه کوچیک برام درست کرد و جلوم گرفت+بهت نگفتم خوشم نمیاد منو بابا صدای کنی؟! گفتم یا نه؟! باید حتما یه کاری باهات کنم که یادت بمونه؟مگه چه اشکالی داشت بابا صداش کنم؟!با شیطنت خودم و جلو کشیدم یکمهمونجور که یه گاز از لقمه ام میگرفتم گفتم+دوست دارم بهت بگم بابا ، تو بابای منی! بابای جذابم..ونیشخندی زد_اگه دوست داری ادامه کار دیشب و الان انجام بدم یه بار دیگه بگو! من خیلی مشتاقم که زود تر از اون سه روزی که بهت وقت دادم کارمو کنممات موندمیادش بود همه چیز یادش بود..