جلد کتاب رمان پر پرواز منتشر شده رایگان

رمان پر پرواز

ژانر: اجتماعی
تعداد صفحات: 1 صفحه
قیمت: رایگان
كمتر از يك ساعت ديگر كار پرده تمام مي شد شش ماه پيش كه كار كشيدن اونو آغاز كرده بودم به حاج مهدي قول دادم كه تا شب عاشورا تمومش كنم وامشب شب سوم محرم بود . مي دونستم خيلي ها بي صبرانه منتظر بودن تا من بالاخره پرده رو كنار بزنم و به قول نادين اين شاهكار هنري قرن رو نظاره كنن . همه عطش ديدن پرده رو داشتن چون ازهمون روز اولي كه من كار كشيدن اون رو شروع كرده بودم حاج مهدي قدغن كرده بود كه كسي نگاهش به پرده بيفته براي همين يه پرده بزرگ وسط اتاقي كه توي خونه اش برام در نظر گرفته بود نصب كرد و ورود به داخل محوطه ي پشت اون پرده روممنوع اعلام نمود . روزهاي اول دليل اين همه حساسيت حاج مهدي رو نمي دونستم اما هر چه بيشتر پيش مي رفتم و با مرور زمان هر چه پرده كامل تر مي شد درك مي كردم چرا حاج مهدي علي رغم اشتياق بيش از حدش به ديدن پرده اين همه حساسيت داشت و به آن نگاه نمي كرد و اما ... امشب شب آخر بود...
آیا این کتاب مورد پسند شما بود؟

آمار کتاب

597 بازدید
0 لایک
1402/04/08 تاریخ انتشار
0 نظرات
1 صفحات
0% تخفیف

کتاب‌های مشابه

نظرات کاربران

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره‌ی این کتاب می‌نویسد.