منتشر شده
رایگان
رمان پاییز ولگرد
قیمت:
رایگان
سکوتی که جمع را به اضطراب انداخته بود، توسط اتابک
:شکسته شد
!راضی به این وصلت نیستم، ختم کلام_
کار از هین کشیدن و سیلی کوبیدن به گونه و شرمندگیِ چشم
.مقابل چشم گذشت
.شمسیه لب گزید
.مهرآفاق سرخ شد از عناد و دشمنی این مرد
.عاشور نفسی سنگین گرفت و لب روی هم فشرد
همه زل زده بودند به دهان مردی که از همان ابتدا، بد اخم و عنق، صدر مجلس نشسته بود و کلامی حرف نمیزد مگر به
!اجبار و قلبی ناراضی
.این روی اتابک برای همهشان شناس بود
حاج ابراهیم دانههای درشت تسبیح عقیقاش را همچنان با
آیا این کتاب مورد پسند شما بود؟
آمار کتاب
1,377
بازدید
0
لایک
1402/04/12
تاریخ انتشار
0
نظرات
1
صفحات
0%
تخفیف
نظرات کاربران
برای ثبت دیدگاه خود باید وارد شوید
ورود / ثبتنامهنوز دیدگاهی ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر خود را دربارهی این کتاب مینویسد.