منتشر شده
رایگان
رمان اقتباس
قیمت:
رایگان
نوار زرد رنگى كه اطراف جسد حصار ایجاد كرده بود را به طرف بالا سوق داد و از زیر آن عبور كرد .
نگاه كنكاش گرش با دقت روى جسد چرخید و همان لحظه حضور سروان نادرى را نزدیك خود احساس كرد .
_ هویتش مشخص نیست ! هیچ چیز همراهش نبود !
بدون اینكه چشم از جسد بگیرد با تحكم گفت :
_ بیزارم از پرونده اى كه تو نقطه صفر باشه !
نادرى به نیم رخ جدى او چشم دوخت و گوشه ى لبش را خاراند .
_ بچه هاى تشخیص هویت قبل از تو رسیدن ،دكتر پناهى هم اینجاس . هیچ پرونده اى روى نقطه صفر ثابت نمیمونه .
آیا این کتاب مورد پسند شما بود؟
آمار کتاب
1,362
بازدید
0
لایک
1402/04/13
تاریخ انتشار
0
نظرات
1
صفحات
0%
تخفیف
نظرات کاربران
برای ثبت دیدگاه خود باید وارد شوید
ورود / ثبتنامهنوز دیدگاهی ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر خود را دربارهی این کتاب مینویسد.