رمان اقدس پلنگ
نویسنده : مریم چاهی
ژانر : طنز
تعداد صفحات : 1 صفحه
قیمت : رایگان
اگر بخواهید کشور پهناور ایران را یک گربه تصور کنید من در سوراخ گوش این گربه جان، چشم به جهان گشودم. کافیست دستتان را مستقیم در گوش راستش فرو کنید به شهر خوی و دهستان چورَس می رسید. نام مرا اقدس گذاشتند. این هدیه گرانبها را در یک کشمکش خانوادگی بین پدربزرگ ها و مادر بزرگ ها، عمه ها و خاله ها، عمو ها و دایی ها، پدر و مادر بالاخره عمه پدرم که از وقتی یادم می آید پیر بود و هرچه من بزرگتر شدم همچنان پیر بود بر من نهاد. هنوز نمی دانم وقتی پیشنهاد داد این نوزاد بخت برگشته را اقدس صدا بزنید چگونه تلفظش کرد؟ عمه خاتون که می گفت: "اقدس" بی اختیار دندان های مصنوعی اش همراه با تف فراوان بیرون می افتاد و صحنه حال بهم زنی راه می انداخت. می گویند عمه بهجت گفت می خواهد نام تو را انتخاب کند، راست و دروغش با خودشان، ولی من که ندیدم حتی یک بار بتواند بگوید: "اقدس"!
آمار کتاب
رمان رئیس وسواسی من
نویسنده: فاطمه خادمی
دختران مثبت در همسایگی پسران منفی
نویسنده: امگا
رمان زروان
نویسنده: م.مطلق
رمان دختری به اسم حنا
نویسنده: یگانه سلیمی
رمان اگه گفتی من کیم؟
نویسنده: خیر ندیده
رمان دختری ک من باشم
نویسنده: نیلوفر72
رمان جرزن
نویسنده: نازنین محمد حسینی
رمان منفی چهار
نویسنده: مرجان فریدی
برای ثبت دیدگاه خود باید وارد شوید
عضویت - ورودنظرات کاربران
0 دیدگاه
هنوز نظری ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که نظر میدهد!
