سر پرست وحشی

صفحه 1 از 22
سرپرست وحشی..😈🔥
#PART_1

+بشین اینجا دلبر رو پام!سریع..

حیرت زده اس‌ ، نمیدونه چی بگه ...

نگاهم روی شلوارک تنگ و جذبش می‌چرخه و بیشتر و بیشتر مصمم میشم امروز مال خودم بشه..

بلاخره به حرف میاد 
_برو بیرون عوضـ؛ـی..

گوشه ی لبم بالا می‌ره 

+مامان بشه دختر کوچولوم تا بفهمه من چیکارشم؟ مامان کنم تورو ؟تا بفهمی باید چجوری حرف بزنی با این عوضـ؛ـ؛ـی؟!

جوابی نمی‌ده که کشدار میگم 
+هوم؟!

مات شده...
دستشو میگیرم و سمت خودم میکشم 

چشمای پر وحشتش و دوخت به چشمام 
_حالت خوبه ؟ چی میگی بابا؟!

از بابا گفتنش حرصم میگیره
ولی وقتی چشمم میخوره به لب هاش‌ نیشخندی میاد روی لبم 

میتونستم اونجوری که دوست دارم خفه اش کنم نه؟! 

وحشی بودنش من و بیشتر جذب میکنه که تصاحبش کنم و مال من باشه!

تقلا کرد میکرد باعث میشد تـ!ـنبیـ؛ـه بخره برای خودش و خب من تنبــ-ـیه کردنش و دوست داشتم !!!

جذاب بود! 
جوری تنبیه میکردم که بفهمه باید آروم بمونه تو بغلم هر موقع اراده کردم..

گربه وحشی! 
این صفت برازندش بود 

وحشی میشد و باعث میشد منم وحشی بشم 
نتونم خود دار باشم و فتـ.ـ؟.ـح کنم! 

اونجوری که خودم دوست دارم 
تا الانم خیلی صبر کرده بودم...