‹ #شیطون_نبآش????????›
╸╸╸╸╸╸╸╸╸✏️????╸╸╸╸╸╸╸╸
#part_18
چشمای گشاد شده فرنگیس ویدئوم رو پر محتوا کرد و با رضایت قطع کردم
_فرنگیس فعلا نَمیر قراره معروفت کنم کف بالا بیاری!
زن بیچاره هنوز تو کف حاملگیم بود که بیخیال نشستم و شروع به میل کردم ماکارونی فرنگیس پز شدم
_الحق که فرنگیسی عجب چیزی درست کردی ماشالا... ترشی نیاوردی؟
بلاخره زبونش باز شد و روی زانوش کوبید و گفت
_خدا به دادمون برسه... میبینم اون روز و که کل خانوادتو به سکته دادی!
لبخند ژکوندی زدم که چشم غره رفت
_با اون چشمای ورپریدت نگاه نکن دلم شور میزنه، از من به تو نصحیت این بچه پدر میخواد بگرد دنبالش برید سر خونه زندگیتون تا ولوله بپا نکردی...
_چشم. زنگ میزنم بیاد! بلاخره هرچی کاشته باید برداشت کنه
خم شد و نیشگونی از بازوم گرفت که جیغم هوا رفت
تحت خشونت خانگی قرار گرفتم به ابلفض
_خفشو الان باز خانم میاد، برو ترشی از رو کابینت بیار ویار کردی فکر کنم
بزور جلوی خندم رو گرفتم و گفتم
_آره فکر کنم بدجور ویار کردم نخورم بچم لوچ میشه!
╸╸╸╸╸╸╸╸╸✏️???? ╸╸╸╸╸╸╸╸╸