منتشر شده
رمان اوج لذت
قیمت:
29,000
تومان
سینی شربت جلوی آخرین نفر گرفتم وقتی برداشت صاف ایستادم.
به همه نگاه کردم و مطمئن شدم به همه تعارف کردم
به سمت اشپزخونه رفتم سینی گذاشتم روی میز و به مامان گفتم
_مامان شربت پخش کردم حالا چیکار کنم؟
مامان برگشت سمتم با لبخند دستی روی سرم کشید
_دستت درد نکنه دخترم کار دیگه ای نمونده فقط باید صبر کنیم تا حامد بیاد
_باشه پس من میرم ببینم مهمونا چیزی نمیخوان
مامان سری تکون داد برگشت سر قابلمه تا حواسش به غذا باشه ، منم رفتم توی سالن مطمئن شدم کسی چیزی نیاز نداره...
آیا این کتاب مورد پسند شما بود؟
آمار کتاب
1,210
بازدید
0
لایک
1402/10/22
تاریخ انتشار
0
نظرات
463
صفحات
0%
تخفیف
نظرات کاربران
برای ثبت دیدگاه خود باید وارد شوید
ورود / ثبتنامهنوز دیدگاهی ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر خود را دربارهی این کتاب مینویسد.