منتشر شده
رایگان
رمان دردانه
قیمت:
رایگان
یڪ دوش مختصر گرفتم و به سمت اتاق رختڪن رفتم و از ڪمد مخصوصم پالتوی قهوه ای چرم وشال ڪرم پشمی ام را بر داشتم و پوشیدم.
بعد از آن ڪه پوت های قهوه ای چرمم را پا ڪردم مقابل آینه ی قدی اتاق ایستادم لباس ها واقعا برازنده ی اندام ڪشیده ی
ورزشڪاریم بود..اما چیزی ڪه باعث خوشحالی ام بودزیبایی لباس هایم نبود این بود ڪه این لباس ها را با حقوق خودم
خریده بودم بعد از یڪسال ڪه از ڪار ڪردنم گذشته بود توانسته بودم با در آمد معمولی پدرو خانواده ی نسبتا پر جمعیتم این لباس ها را که تا به حال موفق به تهیه اش نبودم را تهیه ڪنم.
آیا این کتاب مورد پسند شما بود؟
آمار کتاب
469
بازدید
0
لایک
1402/04/03
تاریخ انتشار
0
نظرات
1
صفحات
0%
تخفیف
نظرات کاربران
برای ثبت دیدگاه خود باید وارد شوید
ورود / ثبتنامهنوز دیدگاهی ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر خود را دربارهی این کتاب مینویسد.