منتشر شده
رایگان
رمان حریم شیطان
قیمت:
رایگان
زمان گذشته:
دلارام :
توی ایستگاه اتوبوس منتظرش بودم ، آروم و قرار نداشتم ، گاهی مینشستم ، گاهی بلند میشدم و راه میرفتم ، ساعتم رو نگاه میکردم ، الکی وسایل توی کیفم رو نگاه میکردم و برای هزارمین بار مرتبشون میکردم ، این مابین یک بار هم محکم زدم پای یکی رو قلم کردم . از استرس داشتم میمردم . تا وقتی این پنج دقیقه آخر هم تموم بشه ، فکر کنم چیزی از من باقی نمیمونه !
وای بالاخره اتوبوسش رسید . مثل این برق گرفتهها دنبال اتوبوس دوییدم.
_ آهای خانم ! کجا میری ؟ در حال دوییدن داد زدم:
_ ببخشید ...
آیا این کتاب مورد پسند شما بود؟
آمار کتاب
702
بازدید
0
لایک
1402/03/27
تاریخ انتشار
0
نظرات
1
صفحات
0%
تخفیف
نظرات کاربران
برای ثبت دیدگاه خود باید وارد شوید
ورود / ثبتنامهنوز دیدگاهی ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر خود را دربارهی این کتاب مینویسد.