منتشر شده
رایگان
رمان پیشی کوچولوی من
قیمت:
رایگان
مامی ساعت ۳ بعدازظهر از سرکار اومد خونه با سر درد وحشتناکی. گفت میخوابم ساعت پنج و نیم بیدارم کن، اما الان ساعت پنجه و من کلی حوصله ام سر رفته بود ک شیطنتم گل کرد
آروم در اتاق مامی رو باز کردم، و وارد اتاق شدم به مامی نگاه کردم
که خواب بود. اما من بیتوجه به اینکه مامی تا چند ساعته پیش سرکار بود و خسته هست، با لبخند شیطانی با پا بیشتر در رو باز کردم و به اون ظرف که پر از یخ و آب بود نگاه کردم.
آیا این کتاب مورد پسند شما بود؟
آمار کتاب
4,139
بازدید
0
لایک
1402/02/29
تاریخ انتشار
0
نظرات
2
صفحات
0%
تخفیف
نظرات کاربران
برای ثبت دیدگاه خود باید وارد شوید
ورود / ثبتنامهنوز دیدگاهی ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر خود را دربارهی این کتاب مینویسد.